پس کسانی که اسم عیسی را هرگز نشنیدهاند چه؟
این سوال صادقانه است و سزاوار پاسخی صادقانه است، نه شعار. آنچه سنت مسیحی بهطور تاریخی دربارهٔ این سوال گفته، در زبان ساده فارسی.
7 دقیقه مطالعه · تیم تحریریه Envoy Mission · بهروز شده ۸ خرداد ۱۴۰۵
این یکی از صادقانهترین سوالهایی است که در مواجهه با ادعای مسیحیت پرسیده میشود، و سزاوار پاسخی به همان اندازه صادقانه است. اگر این را تایپ کردهای، احتمالاً منظورت یک سوال انتزاعی نیست. منظورت ممکن است پدربزرگت باشد که مسلمان زندگی کرد و مرد. مادرت که خبری از آنچه مسیحیان میگویند نداشت. مردمی که در نقاطی از جهان زندگی میکنند و میمیرند بی این که اسم عیسی به گوششان برسد.
اگر این سوال از یک نگرانی واقعی میآید — «آیا خدا با آنها چه میکند؟» — این صفحه نمیخواهد آن نگرانی را با شعار جواب دهد. میخواهد توضیح دهد که سنت مسیحی بهطور تاریخی به این سوال چه گفته، با تمام پیچیدگیای که هست.
چند اصطلاح ابتدا
- عیسی یک معلم دینی یهودی بود که در فلسطین قرن اول زندگی میکرد. ادعای مشخص سنت مسیحی این است که او همزمان خدا در شکل انسانی بود. حدود سال ۳۰ میلادی توسط حکومت روم به روشی به نام مصلوب کردن اعدام شد.
- مسیح یک عنوان است، نه نام خانوادگی. ترجمهٔ یونانی واژهٔ عبری ماشیَح به معنی مسحشده.
- صلیب اصطلاحی است که مسیحیان برای اعدام عمومی عیسی توسط رومیها به کار میبرند.
- رستاخیز ادعای مسیحی است که عیسی پس از اعدامش، سه روز بعد توسط چند شاهد نامبرده زنده دیده شد.
- فیض واژهٔ مسیحی برای لطف غیرکسبی است.
- نجات در نوشتههای مسیحی به معنای درست شدن با خدا است.
- عهد عتیق نوشتههای یهودی پیش از مسیح است.
- ابراهیم در سنت یهودی، مسیحی و اسلامی، یک شخصیت مرکزی است — کسی که قرنها پیش از عیسی زندگی میکرد.
- پولس یکی از نخستین رهبران مسیحی بود. نامههای او بخش بزرگی از عهد جدید را تشکیل میدهد.
یک پاسخ کوتاه و صادقانه
سنت مسیحی بهطور تاریخی به این سوال یک پاسخ تمیز نداده — و این صفحه نمیخواهد به تو یک پاسخی بدهد که این سنت خود نمیداده. در عوض، سه چیز را میگوید: اول، خدا به انسانهایی که اسم عیسی را نشنیدهاند بیاعتنا نیست. دوم، در سنت مسیحی، قضاوت نهایی به دست خداست، نه به دست انسانها — و آن قضاوت عادلانه خواهد بود. سوم، آنچه سنت مسیحی روی آن تأکید کرده، نه عذاب کسانی است که نشنیدهاند، بلکه مسئولیت کسانی است که شنیدهاند.
این سه نقطه را بیایید جدا جدا نگاه کنیم.
نقطهٔ اول: خدا کاملاً ساکت نبوده
این یک نکتهٔ ساختاری در سنت مسیحی است. پولس، یکی از نخستین رهبران مسیحی، در نامهای به مسیحیان شهر روم، حدود سال ۵۷ میلادی، نوشت که خدا حتی پیش از این که کسی اسم عیسی را بشنود، چیزی از خود را به همهٔ انسانها نشان داده.
پولس این را به دو شکل توضیح میدهد. اول، از طریق خود جهان:
آنچه از خدا شناخته میشود، در میان آنها آشکار است، زیرا خدا آن را بر ایشان آشکار ساخته است. از زمان آفرینش جهان، صفات نادیدنی او — قدرت ابدی و الوهیت او — بهوضوح دیده میشود و از خلال آنچه ساخته شده درک میگردد.
ادعا این است: جهان طبیعی خود نوعی پیام است. ستارهها، نظم آنچه میبینیم، خود وجود این که چیزی به جای هیچ هست — اینها در سنت مسیحی نشانهای از وجود خدا هستند که هر انسانی میتواند آن را ببیند، حتی بی هیچ کتاب مذهبی.
دوم، از طریق وجدان درونی:
وقتی غیریهودیان که شریعت ندارند، طبیعتاً کارهای شریعت را انجام میدهند، آنها برای خود شریعتی هستند، گرچه شریعت ندارند... این نشان میدهد که الزامات شریعت در دلهای آنها نوشته شده است.
ادعا این است: هر انسانی نوعی حس اخلاقی درونی دارد. این که یکی میداند که کشتن کودک بیگناه بد است، حتی اگر هرگز کتابی نخوانده، نشانهٔ این است که خدا چیزی از خود را در دل انسانها گذاشته.
این یعنی، در نگاه سنت مسیحی، هیچکس کاملاً در تاریکی نیست. خدا، حتی پیش از این که کسی اسم عیسی را بشنود، صحبت میکرده.
نقطهٔ دوم: قضاوت در دست خداست، نه انسانها
این نکتهٔ مهم است. سنت مسیحی بهطور تاریخی به انسانها این مجوز را نداده که بگویند «این فرد به جهنم میرود» یا «آن فرد به بهشت میرود.» این قضاوت در دست خدا گذاشته شده.
ابراهیم، در یکی از قدیمیترین داستانهای عهد عتیق، در گفتوگویی با خدا، این جمله را که در سنت یهودی-مسیحی-اسلامی هر سه پایه است، گفت:
آیا داور تمام زمین به انصاف رفتار نخواهد کرد؟
این یک پرسش، یک ادعا است. ابراهیم به خدا میگوید: تو نمیتوانی ناعادل باشی. این بخشی از کیستی توست. سنت مسیحی این را بهطور تاریخی نگه داشته. این که هر داوری که خدا انجام میدهد، عادلانه خواهد بود. عادلانه بهطور کامل، در راهی که ما با اطلاعات ناکامل خود نمیتوانیم پیشبینی کنیم.
این یعنی برای کسی که اسم عیسی را نشنیده، خدا — اگر این ادعای سنت مسیحی درست باشد — این فرد را با علم کامل به آنچه او نشنید، آنچه او دید، آنچه او در دل داشت، قضاوت خواهد کرد. این یک قضاوت بیرحمانه نخواهد بود. خود خدا گفته که به انصاف رفتار خواهد کرد.
نقطهٔ سوم: نور برای همه میتابد
این نکتهٔ ظریف است. یکی از اناجیل (یوحنا) در آغاز خود این جمله را دربارهٔ عیسی میگوید:
آن نور حقیقی که هر انسانی را روشن میسازد، در حال آمدن به جهان بود.
ادعا این است: نور عیسی، در نگاه مسیحی، نه فقط برای کسانی که اسم او را شنیدهاند میتابد. به نوعی، بر هر انسانی میتابد. این نکتهای است که سنت مسیحی بهطور تاریخی پذیرفته که در آن راز هست. ما کاملاً نمیدانیم چگونه این «هر انسانی» عمل میکند. ولی این که جمله اینجور نوشته شده، باز هست.
پولس، در سخنرانی به جمعی از فیلسوفان در شهر آتن، حدود سال ۵۰ میلادی، چیزی شبیه به این را گفت. به آنها گفت که خدا انسانها را در زمانها و مکانهای مختلف قرار داد «تا خدا را بجویند و شاید کورمال کورمال او را بیابند، هرچند او از هیچیک از ما دور نیست.»
این «کورمال کورمال» عمدی است. سنت مسیحی نگفته که هر کسی بهطور کامل خدا را بدون پیام مشخص پیدا میکند. گفته است که جستجو در دل هر انسانی هست، و خدا به آن جستجو پاسخ میدهد.
نقطهای که سنت مسیحی روشن است
این نکته را با صداقت بگوییم: سنت مسیحی نگفته که هر انسانی، صرف نظر از زندگی و انتخاب، در نهایت با خدا خواهد بود. این یک ادعای دیگر است که گاهی شنیده میشود ولی این سنت آن را در شکل خود تاریخیاش نگه نداشته.
آنچه گفته این است: عیسی، در ادعای مسیحی، راه نجات است. این یک ادعای منحصر است. ولی این که خدا چگونه با کسی که هرگز این راه را به طور آشکار نشنید، رفتار میکند — این یک سوال است که سنت مسیحی بهطور تاریخی نتیجهگیری قاطع نکرده. عدهای از مفسران مسیحی فکر کردهاند که خدا به طریقی به آنها نشان داده میشود که میتوانیم نبینیم. عدهای فکر کردهاند که قضاوت بر اساس آنچه فرد در نور خود (نور طبیعی و وجدان) با آن برخورد کرد، انجام میشود. ولی همه به این موافقاند که قضاوت در دست خداست و عادلانه است.
این چیزی است که این صفحه به تو نمیگوید
این صفحه نمیخواهد به تو بگوید پدربزرگت در جهنم است. نمیخواهد به تو بگوید پدربزرگت در بهشت است. سنت مسیحی این نوع قضاوت دربارهٔ شخصیتهای مشخص را به انسانها ندانده. این چیزی است که در نهایت بین آن فرد و خدا اتفاق میافتد، و ما در آن سوی پرده نیستیم تا ببینیم.
آنچه میتوانیم بدانیم این است: خدای سنت مسیحی، اگر این ادعا درست باشد، عادل است. این که او چیزی غیر عادلانه با شخصی که هرگز نشنید انجام دهد، با شخصیتی که در کتاب مقدس توصیف شده، جور درنمیآید.
این به تو چه میگوید
این سوال اغلب از نگرانی به دیگران میآید. ولی گاهی، در پشت آن، یک نگرانی دیگر هم هست: «اگر خدا بر کسانی که نشنیدهاند چنین قاطعانه قضاوت نمیکند، چرا من باید جدی بگیرم؟»
سنت مسیحی به این سوال نیز پاسخ داده. پولس در همان نامه به مسیحیان شهر روم نوشت که کسی که نشنیده، یک شرایط دارد، و کسی که شنیده، شرایط دیگری دارد. این تفاوت در سنت مسیحی نه یک تهدید است، بلکه یک واقعیت ساده: تو الان داری میخوانی. تو الان شنیدهای. مسئولیت تو با مسئولیت کسی که هرگز چیزی نشنیده، یکی نیست.
این یعنی، در نگاه سنت مسیحی، آنچه باید نگرانش باشی، سرنوشت پدربزرگ نیست — این به دست خداست. آنچه باید نگرانش باشی، آنچه است که تو، با اطلاعاتی که الان داری، با آن چه میکنی. این یک نگرانی شخصی است، نه دربارهٔ دیگری.
پولس در همان نامه این را به این شکل خلاصه کرد:
همانا هیچ تفاوتی میان یهود و یونانی نیست، زیرا خداوند یکی، خداوند همه است و بر همهٔ آنانی که او را میخوانند، غنی است. زیرا هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.
این یک دعوت است، نه یک تهدید. هر کسی، صرف نظر از پسزمینه، میتواند بخواند. در ادعای مسیحی، این فعل خواندن — حتی در صدای داخل قلب — کافی است.
و حالا چه؟
اگر این سوال از نگرانی برای کسی نزدیک میآید، یا اگر برای زندگی خودت میخواهی بدانی این به چه معناست، میتوانی حرف بزنی. چت ما رایگان است، خصوصی، به زبان فارسی. هیچ ثبتنام، هیچ پیگیری. تو شروعش میکنی، تو هر وقت خواستی تمامش میکنی.
این از کجای کتاب مقدس میآید
- رومیان ۱:۱۹–۲۰ — آنچه از خدا در طبیعت قابل دیدن است
- رومیان ۲:۱۴–۱۶ — وجدان بهعنوان شریعت درونی
- اعمال رسولان ۱۷:۲۶–۲۷ — سخنرانی پولس به فیلسوفان آتنی
- پیدایش ۱۸:۲۵ — «آیا داور تمام زمین به انصاف رفتار نخواهد کرد؟»
- یوحنا ۱:۹ — «نور حقیقی که هر انسانی را روشن میسازد»
- رومیان ۱۰:۱۲–۱۳ — دعوت به همه برای خواندن نام خداوند