عیسی واقعاً کیست؟

تو احتمالاً اسم عیسی را شنیده‌ای. ادعای مشخص سنت مسیحی دربارهٔ او بسیار تندتر از چیزی است که فکر می‌کنی. اینجا، به زبان ساده.

6 دقیقه مطالعه · تیم تحریریه Envoy Mission · به‌روز شده ۵ خرداد ۱۴۰۵

نام عیسی را احتمالاً پیش‌تر شنیده‌ای. شاید در درس‌های مدرسه، شاید در فیلم، شاید از زبان یک دوست. اما اگر این سوال را در گوگل تایپ کرده‌ای، احتمالاً به جواب‌های متضاد رسیده‌ای — یکی می‌گوید پیامبر بود، یکی می‌گوید معلم اخلاق، یکی می‌گوید چیزی فراتر از انسان. کدامش درست است؟

این صفحه سعی می‌کند یک کار ساده انجام دهد: ادعای مشخصی که سنت مسیحی دربارهٔ عیسی مطرح می‌کند را به زبان روشن توضیح دهد. لازم نیست با همهٔ آن موافق باشی. اما حقت این است که بدانی آن ادعا واقعاً چیست — نه نسخهٔ تخفیف‌خوردهٔ آن.

چند اصطلاح ابتدا

  • عیسی یک معلم دینی یهودی بود که در فلسطین قرن اول، تحت اشغال روم، زندگی می‌کرد. حدود سه سال در میان مردم تعلیم داد و حدود سال ۳۰ میلادی توسط حکومت روم اعدام شد.
  • مسیح یک عنوان است، نه نام خانوادگی. ترجمهٔ یونانی واژهٔ عبری ماشیَح به معنی مسح‌شده — شخصیتی که در سنت یهودی مدت‌ها نوید داده شده بود.
  • صلیب همان اعدام عمومی عیسی توسط رومی‌ها در حدود سال ۳۰ میلادی است. روش اعدام مصلوب کردن نام داشت — یک شکنجهٔ آهستهٔ علنی که رومی‌ها برای شورشیان به کار می‌بردند.
  • رستاخیز ادعای مسیحی است که عیسی پس از اعدامش، سه روز بعد توسط چند شاهد نام‌برده زنده دیده شد.
  • اناجیل چهار زندگی‌نامهٔ کوتاه دربارهٔ زندگی عیسی هستند — به نام‌های متی، مرقس، لوقا و یوحنا — که توسط پیروان او در چند دههٔ پس از مرگش نوشته شدند و حالا بخشی از عهد جدید (نوشته‌های قرن اول دربارهٔ عیسی و پیروانش) هستند.
  • پدر روشی است که عیسی در اناجیل دربارهٔ خدا سخن می‌گوید. پسر اشاره به خود عیسی دارد.

یک پاسخ کوتاه و صادقانه

ادعای مشخص سنت مسیحی این است: عیسی هم به‌طور کامل انسان بود و هم به‌طور کامل خدا. نه فقط پیامبر، نه فقط معلم اخلاق، نه فقط یک مرد نیکوکار که چیزهای زیبا گفت. در نگاه مسیحی، خود خدا وارد جهان شد، در یک خانوادهٔ یهودی به دنیا آمد، در میان مردم زندگی کرد، اعدام شد، و — به ادعای پیروانش — سه روز بعد زنده دیده شد.

این ادعا تند است. به‌طور تاریخی هم تند بوده. هیچ راهی نیست که آن را نرم کنیم و همچنان وفادار به سنت بمانیم.

شخصی که در اناجیل ظاهر می‌شود

اگر فقط یکی از اناجیل را بخوانی، چیزی غیرعادی خواهی دید. عیسی مثل یک معلم اخلاق رفتار نمی‌کند که فقط دستوراتی بدهد. کارهایی می‌کند و حرف‌هایی می‌زند که در فرهنگ یهودی آن دوران فقط خدا می‌توانست بکند یا بگوید.

طبق متن انجیل مرقس، یک بار از او پرسیدند که آیا حاضر است گناهان کسی را ببخشد، و او بخشید — کاری که در سنت یهودی فقط در اختیار خدا بود. کسانی که آنجا بودند، عصبانی شدند، نه به این دلیل که عیسی کار بدی کرد، بلکه به این دلیل که فقط خدا حق چنین کاری داشت. عیسی این برداشت آن‌ها را اصلاح نکرد. آن را تأیید کرد.

طبق یکی از اناجیل، عیسی فرمود «پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم.» در سنت یهودی، «من هستم» همان نام خدا بود که در عهد عتیق (نوشته‌های یهودی پیش از مسیح) به موسی آشکار شد. شنوندگان حرف او را فوراً فهمیدند — و سنگ برداشتند تا او را بکشند، چون از نظر آن‌ها این ادعای کفرآمیز بود. عیسی این برداشت آن‌ها را اصلاح نکرد.

به همین ترتیب، طبق یکی از اناجیل، در پاسخ به پرسش یکی از پیروانش که می‌خواست خدا را ببیند، عیسی فرمود «هر که مرا دیده، پدر را دیده است.»

این یک معلم اخلاقی نیست که می‌گوید «خوب باش.» این کسی است که ادعا می‌کند چهرهٔ خدا را در جهان مجسم می‌کند.

چرا این ادعا را نمی‌توان نرم کرد

برخی کسانی که به مسیحیت علاقه‌مندند، می‌خواهند بگویند عیسی فقط یک معلم اخلاقی بزرگ بود — به همین حد، نه بیشتر. مشکل این موضع این است که با خود متن جور درنمی‌آید. عیسی در اناجیل کارهای متناقضی می‌کند: یا دروغ می‌گوید (که او را معلم بزرگ نمی‌سازد)، یا توهم می‌زند (که او را معلم بزرگ نمی‌سازد)، یا حقیقت می‌گوید — که در آن صورت او چیزی فراتر از معلم است.

یک نویسندهٔ بریتانیایی به نام سی. اس. لوئیس این نکته را در قرن بیستم صورت‌بندی کرد: کسی که چنین چیزی دربارهٔ خودش بگوید، یا دروغگو است، یا دیوانه، یا واقعاً همان است که می‌گوید. این سه گزینه را در دست داریم. گزینهٔ چهارمی — «معلم اخلاق خوب» — منطقاً در دست نیست، مگر اینکه قسمت‌های ناخوشایند را از اناجیل حذف کنیم.

چه چیزی این ادعا را قابل بررسی می‌کند

این که کسی دربارهٔ خودش ادعای بزرگی بکند، اثبات هیچ‌چیز نیست. خیلی از انسان‌ها در طول تاریخ ادعاهای بزرگ کرده‌اند. آنچه ادعای مسیحی را از سایر ادعاها متمایز می‌کند، یک رخداد مشخص و عمومی است: رستاخیز.

پولس، یکی از نخستین رهبران مسیحیت — کسی که پیش از مسیحی شدنش، حرفه‌اش شکار مسیحیان بود — حدود بیست سال پس از مرگ عیسی، در نامه‌ای به مسیحیان شهر قرنتس، چیزی نوشت که برای یک رهبر دینی غیرعادی است:

اگر مسیح از مردگان برنخاسته است، بشارت ما پوچ است و ایمان شما بی‌اساس... اگر امید ما به مسیح فقط برای این زندگی است، رقت‌انگیزترین مردمانیم.

پولس می‌گوید: اگر این رخداد واقعی نیست، برو. هیچ عقب‌نشینی‌ای به این که «خب، حداقل آموزه‌هایش خوب بود» وجود ندارد. کل بنا روی یک رخداد تاریخی است که قابل بررسی است.

این رخداد چه بود؟ ادعا این است که عیسی پس از اعدام، توسط چندین گروه از شاهدان نام‌برده — در زمان‌ها و مکان‌های مختلف — زنده دیده شد. این شاهدان بعدها، در حالی که هیچ منفعت دنیوی برای دروغ گفتن نداشتند (بسیاری از آن‌ها زیر شکنجه کشته شدند)، روایت‌شان را تغییر ندادند.

پروندهٔ تاریخی این رخداد پیچیده است و صفحهٔ مستقل خود را در این سایت دارد. نکتهٔ مهم اینجا این است: ادعای مسیحی دربارهٔ عیسی، بر یک رخداد عمومی استوار است که می‌توانی بررسی کنی، نه بر یک تجربهٔ خصوصی که فقط باید به آن اعتماد کنی.

چرا این به تو ربط دارد

اگر این ادعا درست باشد، یک نتیجهٔ بزرگ دارد: خدا انتزاعی نیست، در آسمان دور نیست، در یک کتاب گم نشده. خدا چهره‌ای دارد، و آن چهره چهرهٔ کسی است که در محله‌های فقیر فلسطین قرن اول راه می‌رفت، با ماهیگیران غذا می‌خورد، با زن‌ها — که در آن فرهنگ جدی گرفته نمی‌شدند — جدی حرف می‌زد، با کسانی که جامعه دور ریخته بود می‌نشست، و در نهایت روی صلیب می‌میرد.

اگر این درست باشد، آنچه باید دربارهٔ خدا بدانی، در یک کتاب فلسفی نیست. در داستان یک شخص است. این شخص قابل خواندن است. کوتاه‌ترین زندگی‌نامهٔ او (به نام مرقس) حدود نود دقیقه طول می‌کشد بخوانی.

و حالا چه؟

شاید این صفحه برایت تازه باشد. شاید بپرسی «ولی این با چیزی که قبلاً شنیده‌ام جور درنمی‌آید.» این طبیعی است. اگر می‌خواهی دربارهٔ این فکر کنی — به‌خصوص اگر در محیطی هستی که نمی‌توانی آزادانه از آن حرف بزنی — چت ما رایگان است، خصوصی، به زبان فارسی. تو شروعش می‌کنی، تو هر وقت خواستی تمامش می‌کنی. هیچ ثبت‌نام، هیچ قضاوت، هیچ پیگیری.

این از کجای کتاب مقدس می‌آید

  • یوحنا ۱:۱–۱۴ — ادعای کلیدی که عیسی همان «کلام» الهی است که جسم شد
  • یوحنا ۱۴:۹«هر که مرا دیده، پدر را دیده است»
  • مرقس ۸:۲۷–۲۹ — صحنه‌ای که عیسی از پیروانش می‌پرسد «شما می‌گویید من کیستم؟»
  • یوحنا ۱۰:۳۰«من و پدر یکی هستیم»
  • فیلیپیان ۲:۶–۱۱ — سرود اولیهٔ مسیحی دربارهٔ عیسی که خدا بود و انسان شد
  • کولسیان ۱:۱۵–۲۰ — یکی از فشرده‌ترین بیان‌های ادعای مسیحی دربارهٔ عیسی

سوالات مرتبط

به کاوش ادامه دهید