آیا شک کردن اشکالی دارد؟
اگر چیزی که از کودکی به تو گفته شد دیگر جور درنمیآید، این صفحه برای توست. بدون قضاوت، بدون مقصر شمردن، توضیحی که سنت مسیحی بهطور تاریخی دربارهٔ شک داده.
6 دقیقه مطالعه · تیم تحریریه Envoy Mission · بهروز شده ۸ خرداد ۱۴۰۵
بیشتر کسانی که این را در گوگل تایپ میکنند، در یک بحث فلسفی نیستند. سالها چیزی بهشان گفته شده — در خانه، در مدرسه، در رسانه — و حالا یک چیز در درون نمیخواهد به همان شکل قبول کند. شاید سوالهایی پرسیدهاند و پاسخی نگرفتهاند. شاید پاسخ گرفتهاند و پاسخ خوب نبوده. شاید جرأت پرسیدن نداشتهاند.
این صفحه فرض نمیکند تو در چه نقطهای ایستادهای. هیچ قضاوتی نمیکند. فقط توضیح میدهد که سنت مسیحی بهطور تاریخی چه چیزی دربارهٔ خود عمل شک کردن گفته — که بسیار با آنچه ممکن است شنیده باشی، فرق دارد.
چند اصطلاح ابتدا
- عیسی یک معلم دینی یهودی بود که در فلسطین قرن اول زندگی میکرد. ادعای مشخص سنت مسیحی این است که او همزمان خدا در شکل انسانی بود. حدود سال ۳۰ میلادی توسط حکومت روم به روشی به نام مصلوب کردن اعدام شد.
- مسیح یک عنوان است، نه نام خانوادگی. ترجمهٔ یونانی واژهٔ عبری ماشیَح به معنی مسحشده — همان شخصیتی که در سنت یهودی نوید داده شده بود.
- رستاخیز ادعای مسیحی است که عیسی پس از اعدامش، سه روز بعد توسط چند شاهد نامبرده زنده دیده شد.
- اناجیل چهار زندگینامهٔ کوتاه دربارهٔ زندگی عیسی هستند که توسط پیروان او در چند دههٔ پس از مرگش نوشته شدند: متی، مرقس، لوقا و یوحنا.
- مزامیر مجموعهای از صد و پنجاه دعا و شعر در عهد عتیق (نوشتههای یهودی پیش از مسیح) است.
- عهد جدید مجموعهٔ نوشتههای قرن اول دربارهٔ عیسی و نخستین پیروانش است.
یک پاسخ کوتاه و صادقانه
سنت مسیحی بهطور تاریخی شک را گناه ندانسته. آن را گاه نشانهٔ بزرگسالی روحی، گاه نشانهٔ صداقت، و گاه — جالب است — مرحلهای ضروری در راه ایمان واقعی دانسته. کتاب مقدس پر است از انسانهایی که با خدا چانه میزنند، میپرسند، فریاد میزنند، حتی شکایت میکنند. این صداها در متن سرکوب نمیشوند. حفظ میشوند.
این بسیار متفاوت است از پیامی که شاید شنیده باشی: «شک نکن، فقط ایمان بیاور.» در نگاه مسیحی، ایمانی که هرگز با شک روبرو نشده، آزموده نشده. آزمایشنشدگی فضیلت نیست.
شک با بیایمانی یکی نیست
این تمایز در ابتدا اهمیت دارد. کسی که میگوید «نمیدانم» با کسی که میگوید «اهمیت نمیدهم» یکی نیست. کسی که شبها از خدا سوال میپرسد، در حال حرف زدن با خداست — حتی اگر خودش متوجه نباشد.
سنت مسیحی این تمایز را جدی میگیرد. در یکی از اناجیل، صحنهای هست که پدری بچهٔ بیمارش را نزد عیسی میآورد و میگوید «اگر میتوانی، کمک کن.» عیسی پاسخ میدهد: «اگر میتوانی!» — و آن مرد، در یک لحظهٔ تکاندهندهٔ صداقت، فریاد میزند:
ایمان دارم؛ به بیایمانی من کمک کن.
این جمله در سنت مسیحی بهطور تاریخی بهعنوان یکی از صادقانهترین دعاها خوانده شده. مرد دروغ نمیگوید. نمیگوید «من ایمان کاملی دارم.» میگوید «جایی در من میخواهد ایمان بیاورد و جایی نمیتواند.» و عیسی، طبق متن، بچه را شفا میدهد. ایمان نصف شده، رد نمیشود.
کتاب مقدس صدای شک را نگه داشته
این نکته شاید برایت غیرمنتظره باشد: کتابهای یهودی و مسیحی پر از انسانهایی هستند که از خدا گله میکنند، حتی فریاد میزنند.
نویسندهٔ یکی از مزامیر — این دعاها در سنت یهودی و مسیحی هر دو در عبادت خوانده میشدند — مینویسد:
تا کی، ای خداوند، مرا فراموش خواهی کرد؟ تا کی روی خود را از من خواهی پوشید؟ تا کی در جان خود اندیشهها کنم و در دل خود هر روز اندوه برم؟
نکتهٔ مهم: این صدا در دل کتاب مقدس است. ویرایش نشده. کوتاه نشده. کسی نگفته این دعا را نخوان چون خوب نیست. در سنت مسیحی، این نوع شعر — که نامش مراثی یا شکایت است — یک شکل کامل دعاست.
این یعنی، در نگاه مسیحی، تو وقتی به خدا میگویی «کجایی؟» یا «آیا اصلاً هستی؟»، در حال انجام چیزی هستی که قهرمانان این سنت قرنها پیش انجام دادند. در حال خروج از سنت نیستی. در حال ورود به آنی.
یکی از نزدیکترین یاران عیسی شکاک بود
یکی از دوازده یار نزدیک عیسی — مردی به نام توما — پس از مرگ عیسی، وقتی بقیه گفتند او را زنده دیدهاند، حاضر نشد فقط حرف بقیه را قبول کند. در یکی از اناجیل، توما میگوید:
تا جای میخها را در دستهایش نبینم و انگشتم را در جای میخها نگذارم و دستم را در پهلویش نبرم، باور نخواهم کرد.
طبق متن، عیسی هشت روز بعد به او ظاهر میشود — و دقیقاً همان کاری را که توما خواسته، به او پیشنهاد میدهد: «انگشتت را به اینجا بیاور و دستهای مرا ببین.» عیسی توما را بهخاطر شکش سرزنش نمیکند. شواهد میدهد.
این که این داستان در متن کتاب مقدس نگه داشته شده، خودش معنادار است. اگر سنت مسیحی شک را گناه میدانست، احتمالاً این داستان را برنجاندن میکرد یا توما را به شکلی منفی تصویر میکرد. به جای آن، توما یکی از قهرمانان داستان است — مردی که جواب میخواست و گرفت.
حتی یحیی شک کرد
این نکته شاید حتی غیرمنتظرهتر باشد. یحیی — کسی که در سنت یهودی-مسیحی بهعنوان یحیی تعمیددهنده شناخته میشود، یک پیامبر متعهد که نقش او پیشبینی آمدن عیسی بود — در پایان زندگیاش در زندان نشست و طبق یکی از اناجیل، پیامی برای عیسی فرستاد:
آیا تو همان هستی که میبایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟
این یک سوال کوچک نیست. این از همان مردی است که زمانی عیسی را به جمعیت معرفی کرده بود. حالا، در زندان، در سایهٔ مرگ، شک کرده. سنت مسیحی این صحنه را حذف نکرده. حفظ کرده.
پاسخ عیسی هم جالب است. خشمگین نمیشود. یحیی را شرمنده نمیکند. به فرستادگان میگوید: «بروید و آنچه میبینید و میشنوید، به یحیی بازگو کنید.» یعنی شواهد میدهد. به یحیی فضا میدهد دوباره نگاه کند.
شک میتواند راه باشد، نه فقط مانع
اگر تو از خانوادهای میآیی که شک کردن را به معنای خیانت به دین، به فرهنگ، یا حتی به اعتماد خانواده میداند، این بار سنگین است. این صفحه آن بار را کوچک نمیکند.
ولی ادعای سنت مسیحی این است: شکی که صادقانه پرسیده میشود، میتواند راه باشد، نه فقط مانع. نویسندهٔ یکی از نامههای کوتاه عهد جدید مینویسد: «بر کسانی که شک میکنند، رحم کنید.» این یعنی شک یک حالت قابل احترام در نظر گرفته شده — چیزی که سزاوار رحم است، نه سرزنش.
نویسندهٔ یک نامهٔ دیگر در عهد جدید، یعقوب — که در سنت مسیحی بهعنوان برادر عیسی شناخته شده — مینویسد که اگر کسی حکمت کم دارد، میتواند بخواهد و خواهد گرفت. این نامهٔ کوتاه، در سنت مسیحی، بهعنوان دعوت به خدا برای پرسیدن خوانده شده، نه نهی از پرسیدن.
این به تو چه میگوید
اگر در یک نقطهای از زندگیات هستی که چیزهایی به تو گفته شده دیگر کافی نیست، این به این معنا نیست که یک انسان شکستخوردهای. به این معنا نیست که داری از چیزی سقوط میکنی. شاید داری برای اولین بار به جای پذیرفتن، شروع به فکر کردن میکنی. در نگاه مسیحی، این یک نقطهٔ مهم است — نه پایان.
ادعای مسیحی به این نقطه چیزی پیشنهاد میدهد: یک شخص تاریخی مشخص — عیسی — که به نقطهٔ مرکزی آن ادعا تبدیل شده. تو لازم نیست از پیش او را قبول کنی. لازم است نگاه کنی.
و حالا چه؟
اگر شکت سوالهای مشخص دارد که میخواهی بپرسی، و نمیخواهی به کسی بگویی که بهخاطر آن قضاوتت کند، چت ما رایگان است، خصوصی، به زبان فارسی. هیچ ثبتنام، هیچ پیگیری. تو شروعش میکنی، تو هر وقت خواستی تمامش میکنی.
این از کجای کتاب مقدس میآید
- مرقس ۹:۲۴ — «ایمان دارم؛ به بیایمانی من کمک کن»
- مزامیر ۱۳:۱–۲ — «تا کی، ای خداوند، مرا فراموش خواهی کرد؟»
- یوحنا ۲۰:۲۴–۲۹ — توما و درخواست شواهد
- متی ۱۱:۲–۶ — یحیی از زندان سوال میفرستد
- یهودا ۲۲ — «بر کسانی که شک میکنند، رحم کنید»
- یعقوب ۱:۵–۶ — دعوت به خواستن حکمت